بديع الزمان فروزانفر

مقدمهء مؤلف 4

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

حيرت انگيز مثنوى مىرود به صورتى كه مقصد را نمىشناسد و بجزئيّات هم التفاتى نمىتواند بكند مانند كسى كه بر هواپيما يا مركبى شتابنده و تيز رفتار سوار است كه راه را مىپيمايد و از مناظرى كه بر آنها مىگذرد اطّلاع كافى بدست نمىآورد . اين نكته را بارها در خود آزموده‌ام و بدين سبب هر كس را كه بخواهد فهرستى كامل و تمام از مطالب مثنوى مرتّب سازد در نقص و ناتمامى در كار خود معذور مىدارم . اين فهرست كه خود مهيّا ساخته‌ام و نيز لبّ لباب و مرآة المثنوى با وجود ناتمامى بسيار بكارم خورده و در فهم مثنوى دستگير بوده است . پيش از ترتيب اين فهرست ، بفكر افتاده بودم كه بجاى اعتماد بر شروح ، مثنوى را از روى ديگر آثار مولانا و با سنجش مآخذ و منابع آن ، از كتب دينى و تصوّف و متون ادبى و آراء متكلّمين و حكماى اسلام و كتابهاى امثال و قصص و اخبار ، مورد بحث قرار دهم و چون ديوان كبير و فيه ما فيه كه در ايران و هند بطبع رسيده بود به هيچ روى مايهء اطمينانم نبود بدين جهت از نسخه‌هاى مختلف اين دو كتاب كه در كتابخانه‌هاى تركيه وجود داشت ميكروفيلم تهيّه كردم و نخست فيه ما فيه را پس از مقابله با ضمائم و حواشى در سال 1330 بطبع رسانيدم و پس از آن ديوان كبير را با مقابلهء ده نسخه در مدّت ده سال ( 1345 - 1334 ) انتشار دادم و براى خود فهرستى از مطالب مشترك ميان آنها و مثنوى منظّم ساختم كه در ايضاح افكار مولانا راهبر و دستيارى سخت كار آمد و سودمند است . نظير اين عمل را از حيث مقايسهء مطالب ، در مورد مكتوبات مولانا و مجالس سبعه ( چاپ تركيه ) نيز معمول داشتم . هم بدين نظر عكس چند نسخه از معارف سلطان العلماء بهاء ولد پدر مولانا و معارف برهان الدّين محقّق ترمذى پير نخستين وى ، فراهم ساختم . اين دو اثر نفيس را هم مقابله و با تعليقات منتشر كردم و همچنان فهرستى از مواضع مشترك ميان آنها و مثنوى ترتيب دادم .